لحظه های کاغذی

لحظه های کاغذی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

خسته ام از آرزوها، آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی، بال های استعاری

لحطه های کاغذی را روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی، زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین، پله های رو به پایین

سقف های سرد و سنگین، آسمان های اجاری

عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی

پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری

رونوشت روزها را روی هم سنجاق کردم:

شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من، صفحه باز حوادث

در ستون تسلیت ها، نامی از ما یادگاری

  • قیصر امین پور
/ 5 نظر / 6 بازدید
حسين

به قول آقای آوينی مبادا غفلت کنيم و روزمرگی ما را از خضور تاريخی خويش غافل کند. التماس دعا

فرزاد

وبلاگ قشنگت رو ديدم. خيلی لذت بردم. هيچ ميدونی يه عکس به اندازه ده صفحه متن ميتونه به مخاطبش مطلب برسونه و چقدر گذاشتن عکس توی پرشين بلاگ سخته و ما اين مشکل رو برای شما حلش کرديم اگه ميخوای توی وبلاگت عکس بذاری کافيه رو آدرس URL کليک کنی.(در ضمن اين سرويس از طريق ISP ندا بي دليل قابل ديدن نيست)

در اوج تنهایی

سلام !‌ تا حالا توفيق حضور در محفل گرمتان را نداشتم ... و حالا دل نوشته های گرمتان آذين دلم شد ... قالبتون هم خیلی قشنگه !در ضمن ممنون بابت لينک . جبران می شه ! التماس دعا ...

خيبرشکن

سلام ... به به ... چه انتخاب قشنگی ... اينم برای بيقراری های جمعه ... وقتی که ساقی جمعه را روز تو ناميد با باده های جمعه مستم تا بيايی ... يا علی .. التماس دعا

الهدي

سلام.......همه ما دچار اين زندگی های خيالی و خيالهای کاغذی شده ايم!!! فراموش کرديم روزی کسی از روح ! از عشق‌!....... در گوش ما نجوا کرده بود......ياعلی.ع.