به آفتاب نگاهت

به آفتاب نگاهت قسم امام دلم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

شعاع مهر تو تابیده در تمام دلم

تمام وسعت این دل مجال جلوه توست

ازآن جمال، فکن جرعه ای به جام دلم

ازآن زمان که دل من غلام عشق تو شد

زمانه سکه زر می زند به نام دلم

اگرچه پرتو رویت همیشه تابان است

غم غروب نشسته به روی بام دلم

از آن شبی که تو رفتی کسی نیامده است

که مرهمی بدهد بهر التیام دلم

من از اوسط خرداد رو به پاییزم

و تاب درد ندارد دگر نظام دلم

پیاله گیر و قدح نوش لاله های توام

پیاله ای، قدحی، جرعه ای به کام دلم

 

/ 5 نظر / 4 بازدید
حسين

سلام بر اهالی کانکس ۸ يا زبونم لال ۱۱. ان شاء الله بتونيم سر و سامونی بديم به اين جرعه‌‌ی برقي و هکذا جرعه‌ی نفتی!

فاني

سلام. وبلاگ جالبی داريد.موفق و مويد باشيد.الهی به حق پنج تن آل عبا توفيق شناخت و درک آقامون رو نصيبمون کن و عشق او را در قلبهامون جای ده .الهم عجل لوليک الفرج.التماس دعا

عرشيان

سلام...وبلگ خوبی است موفق باشيد ممنون که به ما سر زيد ...باز هم تشريف بياوريد......يا علی التماس دعا.

alireza

سلام...ترکيب رنگ قالبتون واسه مطلباتون مناسب نيست...خواهشا دقت کنيد...سياه+قرمز...ياحق

سايه

خيلی شعر قشنگی بود.....